سال 1328 خاندان فيليپ، يعني سلسلهٴ قديمي كاپسينها منقرض شد و جاي خود را به خاندان والوا داد، كه فيليپ ششم نخستين شاه آن سلسله بود (در برابر دعوي ادوارد سوم). اين رويداد در زندگي فرانسه آغاز عصري تازه و غمانگيز بود.
اسپانيا جز در برابر مسلمانان هيچ وحدتي نداشت و از مسلمانان در اين شبهجزيره جز اميرنشين كوچك غرناطه چيزي به جاي نمانده بود. پيروزي سپاهيان كاستيل و پرتغال بر مسلمانان در سال 1340 در طريف (يا طريفه)1 به مداخلهٴ مراكشيان پايان داد. سرنوشت فرمانروا يان نصري غرناطه در همان هنگام معلوم شده بود -- هرچند توانستند تا يك قرن و نيم ديگر سرزمين خود را نگاه دارند (تا 1492).
مهمترين وقايع تاريخ انگلستان، جز آنچه قبلاً در ارتباط با ياكوب فان آرتفلده ذكر شد، عبارت بود از رشد مشروطيت، از جمله منشور تأييديهٴ سال 1297، منشور تجارت سال1303، تأسيس ديوانهاي دادگستري در زمان پادشاهي سه ادوارد. مخالفت با دستاندازيهاي پاپ روزافزون بود، مخصوصاً در مورد پيشگماريها و خراجهاي سالانه.2 در سال 1346 كمانداران انگليسي در كرسي (نزديك آبه ويل) جنگجويان فرانسوي را كه كمانهاي صليبي شكل مخصوصي براي شليك تير داشتند شكست سختي دادند. در سال 1347 كاله تصرف شد و تا سال 1558 در دست انگليسيها باقي ماند. انگليسيها احتمالاً در كرِسي و مسلماً در كاله از جنگ افزارهاي سنگين استفاده كردند.
در امپراتوري روحاني روم خانخاني يا جنگ داخلي ديرپايي جريان داشت (1314 - 1330) لودويگ چهارم باواريايي (ويتلسباخ) را در سال 1314 يك دسته به امپراتوري برگزيدند و فردريك خوبروي اتريشي (هاپسبورگ) را دستهٴ ديگر؛ مردم آلمان و شخصيتهاي اجتماعي برجسته (مارسيليوي پادوايي، و ويليام آكمي) از لودويگ پشتيباني ميكردند؛ پاپ هوادار فردريك بود. او لودويگ را تكفير و برگزاري آيينهاي كليساي كاتوليك و مراسم عشاي رباني را براي همهٴ شهرهاي هوادارش قدغن كرد. با اين همه، سرانجام لودويگ چهارم در سال 1328 در رم تاجگذاري كرد (تاجگذاري غيركليسايي) و تا سال 1347 امپراتور بود.
يكي از حوادث ضمني جنگ داخلي امپراتوري، شكست لئوپولد خوبرو در مورگارتن از